مدیریت یا عدم مدیریت ریسک؟

مدیریت ریسک را می توان به صورت مجموعه ای از فرهنگ ها، فرآیند ها و ساختار هایی که در جهت درک فرصت ها ضمن مدیریت ریسک نتایج نامطلوب هدایت شده اند، تعریف کرد. به وجود آمدن فرصتی برای به کار بستن تفکرات و ابزارهای جدید برای " حقیقت جدید ریسک" می تواند توجیهی برای افزایش تمایل به مدیریت ریسک باشد. ما بر این باوریم که مدیریت ریسک باید بخشی جدانشدنی در شیوه یک کسب و کار موفق چه در سطح استراتژیک، چه در سطح عملیاتی باشد.

چاپ به صورت PDF ببینید

هسته مدیریت ریسک ارزیابی ابهامات آینده به منظور اتخاذ بهترین تصمیم ممکن در امروز است. تمامی شیوه های مدیریت ریسک و تصمیم گیری با این موضوع کلی سرو کار دارند. فواید مدیریت ریسک، فواید اتخاذ تصمیم گیری های بهتر، غافلگیری های کمتر، برنامه ریزی بهبود یافته، عملکرد و اثر بخشی و بهبود روابط با ذینفعان است.

حقیقت جدید ریسک
آیا جهان محلی پر مخاطره تر از قبل شده است؟ پاسخ بسیاری با اشاره به تغییرات آب و هوا ، تروریسم، بیماری های جهانگیر و لیست بی پایانی از مخاطرات دیگر مثبت خواهد بود. ریسک ها به طور فزاینده ای نه به سبب طبیعت بلکه به سبب تکنولوژی جدید و کارهای انسان به وجود می آیند.

از سوی دیگر، زندگی قطعا کم مخاطره تر از گذشته شده است. در طول قرن گذشته، امید به زندگی به میزان دو سوم افزایش یافته است.ما برای بیماری های بیشتری راه درمان داریم، محیط های کاری و محیط های وسیع تر کم خطر تر از قبل شده اند، و ما هم چنین می توانیم خود را در برار پی آمدهای مالی ریسک ها بیمه کنیم.

پر مخاطره تر بودن یا نبودن ، به هر حال تصویر ریسک در حال تغییر است. DNV اصطلاح "حقیقت جدید ریسک" را ساخته است. ما به وسیله این اصظلاح می خواهیم خاطر نشان کنیم که:
• امروزه شرکت ها به طور فزاینده ای در حال فعالیت در محیط های جهانی ، پیچیده و پر مخاطره می باشند.
• جامعه به طور تدریجی "تولرانس صفر" را برای شکست ها می پذیرد. الزامات نظم دهنده سخت گیرانه تری به وجود آمده و تقاضا برای شفافیت و کسب و کار پایدار افزایش یافته است.
• تکنولوژی جدید مزایایی دارد - و ریسک های جدیدی را نیز مطرح می نماید.

پیشرفت ها در تفکرات و ابزار های مدیریت ریسک
طی دهه های اخیر، پیشرفت های چشمگیری در مدیریت ریسک به وجود آمده است. در میان بازار ها و بخش های مالی، پیشرفت های مهمی شامل انتخاب پورت فولیو و بهینه سازی(Markowitz) ،ارزش گذاری گزینه(Black & Scholes)، که بعدا به گزینه های حقیقی گسترش می یابند، و ارزش ریسک به وجود آمده است. این ها همگی تکنیک های کمی برای درک و تجزیه و تحلیل ریسک ها هستند. در نهایت، بازارهای جدیدی برای انتقال ریسک ها به وجود آمده اند.

پیاده سازی بسیاری از این مفاهیم بدون افزایش قدرت محاسبات غیر ممکن خواهد بود، خصوصا وجود ظرفیت برای رسیدگی به شبیه سازی ها و حجم وسیعی از داده ها در زمان های متوالی .

سومین ناحیه که ما در آن به بینش بهتری در مدیریت ریسک دست پیدا کردیم "فکر تصمیم گیرنده" بود. زمانی که تصمیم گیری سازمانی در ابتدا به صورت یک مفهوم مطرح گردید، جستجو برای پیدا کردن تصمیم بهینه بود. ثابت شده است که پیدا کردن این تصمیم امری دشوار است و Herbert Simons در "عقلانیت با حد و مرز می گوید: اتخاذ تصمیم های درست در قیود زمان، پیچیدگی و قدرت محاسبات ذهنی محدود به یک الگوی غالب تبدیل شده است.
پس از آن، Kahneman و Tversky اثبات کردند که تصمیمان عقلانی گرفته شده در زمینه های اقتصادی به سادگی نمی تواند توصیف کننده چگونگی تصمیم گیری مردم در شرایط مبهم باشد.تئوری چشم انداز عواملی را مشخص می نمایند که می تواند ما را علی رغم داشتن اطلاعات به سمت اتخاذ تصمیمی بر خلاف مصلحت اقتصادی سوق دهد.

تصمیمات بهتر، اما نه همیشه نتایج بهتر
اگر چه مدیریت ریسک خوب به اتخاذ تصمیمات بهتر کمک خواهد کرد، اما این تصمیمات همواره به نتایج بهتر تبدیل نخواهند شد. اصطلاح " مدیریت ریسک" می تواند این احساس را ایجاد نماید – با داشتن تجزیه و تحلیل کافی – بدست آوردن تصویر کاملی از آینده امکان پذیر خواهد بود. این فکر غلط و گمراه کننده است. به تلاش برای پیش بینی قیمت نفت، قیمت مسکن، بی ثباتی مالی – یا برنده جام جهانی فوتبال بیاندیشد. با اعمال محدودیت در مدیریت ریسک، توانایی برای پاسخگویی افزایش خواهد یافت.

>>